غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

77

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

احتشام را در آنديار شايع گردانيدند و سلطان سعيد بعد از گريز برانغار و جوانغار با دلاوران قول عزم ستيز فرموده حسام خون‌آشام از نيام انتقام بركشيد و شبديز گردون شتاب را بمهميز پهلوانى تيز ساخته آثار روز رستخيز بظهور رسانيد تيغ از شراب خون‌ناب سرمست گشته آغاز گردن زدن كرد و نيزه ع چو بالابلندان بيرحم دل رسوم تطاول بجاى آورد نظم بخونريزى روان شد تير دلدوز * دلى ميخست و جانى مىستد مزد مبارز تشنهء شمشير گشته * بخون‌آشامى از خود سير گشته و هنوز ساعتى نگذشته بود كه خورشيد فتح و ظفر با ماهچهء لواى كشورگشاى سلطان سعيد مقارنه نمود و ميرزا علاء الدوله باتفاق پسر عنان بوادى فرار گردانيد و ميرزا سنجر گرفتار گشته از دست شحنهء قهر شربت شهادة چشيد و سلطان سعيد بر الطاف نامتناهى آلهى مراسم محامد بتقديم رسانيده فتحنامها به اطراف ممالك خراسان و ماوراء النهر فرستاد و امير على فارسى و امير سيد اصيل را به تكامشى ميرزا علاء الدوله و ولد او ميرزا ابراهيم كه به طرف مزنيان سبزوار گريخته بودند مامور گردانيده بنفس نفيس روى به ييلاق بادغيس نهاد و در آن مقام امراء ايلغار از عقب گريختگان مراجعت نمودند و بعرض رسانيدند كه ميرزا علاء الدوله و ميرزا ابراهيم از مزنيان به طرف بسطام و دامغان عزيمت فرمودند آنگاه موكب همايون در ضمان عنايت قادر كن فيكون بمستقر دولت و اقبال تشريف برد وعيدگاه دار السلطنه هراة را طرح انداخته در اتمام آن بناء راحت‌افزا شرط اهتمام بجاى آورد . ذكر تسخير حصار تيره‌تو و فتح قلعه عماد و بعضى ديگر از وقايع كه در آن اوان اتفاق افتاد از رياض حكايات سابقه شمايم اينخبر بمشام جان مستسقيان اخبار سالفه مىرسد كه بيركه بچه تدبير بر حصار تيره‌تو كه بمزيد متانت و حصانت از تمامى قلاع سپهر ارتفاع امتياز دارد استيلا يافت و مدت دو سال بواسطهء حدوث اصناف فترات و ظهور انواع حادثات پرتو انديشهء هيچيك از ملوك و حكام بتسخير آنقلعه نتافت تا درين اوقات كه سلطان سعيد خاطر خطير از ممر وارثان ملك خراسان فارغ ساخته كمند همت بر تدبير تسخير آنحصار عديم النظير انداخت و امير سيد مزيد ارغون و دستور اعظم خواجه شمس الدين محمد حسب الحكم بنواحى تيره‌تو رفته و مداخل و مخارج آن حصن حصين را به نظر احتياط درآورده فوجى از امرا و سپاه را بساختن مقابل كوب و محاصرهء آن جمع منكوب بازداشتند و چون دانستند كه بىدستيارى مقاليد عنايت مفتح الابواب گشايش ابواب آن مراد تيسيرپذير نيست و بر استعمال تيغ و تير فايدهء مترتب نمىشود علم مراجعت برافراشتند و آنجماعت كه بمحاصره مامور بودند ديده اميد بر مرصد انتظار نهادند كه قوت دولت روزافزون شعبدهء انگيزد و دست زمانه كينه‌گذار خاك ادبار بر مفارق بيركه غدار بيزد و همدر آن ايام بمقتضاى كلام معجز